بِلدوماندي1 از برجستهترين رياضيدانان و منجمان عصر خويش بود، ولي بيشتر آثارش دقيقاً متعلق به نيمهٴ اول سدهٴ پانزدهم، است.
پنجنفري را كه در فراز بالا ذكر شدند ميتوان منجم شمرد، درهر صورت آنان به نجوم علاقه داشتند و همچنين، تاحدي به اخترگويي. مثلاً باجو پلاكاني به پيشگوييهاي اخترگويي پرداخت، و ميتوان او را از معتقدان معتدل و معقول اخترگويي دانست (بايد بهخاطر داشت كه معقول بودن يك امر نسبي است؛ هيچكس مطلقاً معقول يا مطلقاً نامعقول نيست). ششنفري كه اينك ذكر ميشوند، بيش از نجوم به اخترگويي علاقهمند بودند. بنابراين بايد آنان را اخترگو ناميد. نخستين اين افراد توماسو دا پيزانو، منجم شارل پنجم، و شارل ششم شاهان فرانسه بود.
ارزش علمي احكام نجوم براي انجام عاقلانهٴ امور در آن هنگام، موردنظر همه بود و پاپ، امپراتور، شاه، اسقف و بالاخره هركسي كه قدرت يا مقامي داشت، ميبايد منجمي استخدام ميكرد تا او را در انجام امور هدايت كند.
علاوه بر اخترگوياني كه در دربارها يا دستگاه مقامات كليسا مقيم بودند يا كرسي دانشگاهي را دراختيار داشتند، اخترگويان كماقبالتري هم بودند كه مقام و منصب ثابتي نداشتند و معلومات اخترگويي خود را به هركسي كه طالب بود عرضه ميكردند و در اين زمينه كتابهايي مينوشتند تا بر شهرت و اعتبار خويش بيفزايند. مثلاً، آنتونيو دا مونتولمو مدتي، در بولونيا تدريس كرد و رسالههايي در علم احكام نجوم نوشت. جنتيله دلي مايناردي مباحث و مقايسات اخترگويي را در رسالهٴ مربوط به سواركاري وارد كرد. جوواني دا لينيانو در وهلهٴ اول قاضي بود، ولي اخترگويي را در سياست به كار گرفت و دو رسالهٴ اخترگويي نوشت، يكي درباب قران زحل و مشتري در برج عقرب (1365)، و ديگري دربارهٴ ستارهٴ دنبالهدار سال 1368. او ميان اين رويدادها و مصائب عصر خويش، مناسبتهايي ميديد. وي لازم ديد براي شاهكار خويش، كه يكي از نخستين آثار در زمينهٴ حقوق بينالملل بود، مقدمهاي درباب اخترگويي بنويسد. آندريا دا سومريا و ماتيوس گواريمبرتوس هم آثار اخترگويي ديگري نوشتند. تعيين ارزش نسبي اين آثار چندان سودي ندارد؛ ارزش ذاتيشان درخور چشمپوشي است، ولي ارزش ظاهريشان بستگي به اوضاع و احوال داشت. مثلاً رسالههاي آنتونيو دا مونتولمو و گواريمبرتوس مورد توجه
Antonio Favaro,<<Vita ed opere di Prosdocimo de' Beldomandi >>Boncompagni's
,Bulletin no 12, pp.1-74, pp. 115..251, 1879; no 18, pp. 405..423, 1886, BM
1890, pp. 81..90. See also BM , 1890, pp.113..14; 1891, p. 32.
Cantor 2, pp. 204..209, 1889; D.E. Smith, pp. 13..15, 1908. Dhem: System 4, pp. 289-301, 1916 Gino Loria, Isis no 12, p. 322. 1929; Klebs no. 167.